سيد جلال الدين آشتيانى

928

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

اطاعت او به اطاعت حق باشد و اطاعت غير معصوم عقلا واجب نيست . « 1 » لذا اين قبيل از اوامر ارشادى است نه مولوى ، و عقل ذاتا از اطاعت غير معصوم در عقايد دينيّه و شرعيه ابا دارد كما حقق في الاصول . نقل و فضيحة علماى عامه ، اولو لامر را تطبيق بر حكّام زمان و سلاطين جور و مستبد كرده‌اند ؛ با آنكه عقل از اطاعت غير معصوم ابا دارد . چگونه مىشود تجويز نمود اطاعت فسقه و جهال را ؟ بعضى از علماى خاصه ، روى اصول و قواعد اماميه « كثرهم اللّه » ، اگر چه اعتقاد بلزوم اطاعت غير معصوم ندارند ، ولى در ديباچهء كتب خود ، عناوينى از براى سلاطين جور و حكام مستبد و خونخوار ذكر كردهاند ، كه حاكى از آنست كه عملا اين معنى را قبول نموده‌اند ؛ مرتكبان كبائر را ظل اللّه و متجاوزان بحدود حق را اولوالأمر دانسته‌اند . برخى از علماى عامه ، از قدما و متأخرين در تطبيق اولوالأمر بحكام زمان و سلاطين جور از قبيل بنى اميه و بنى عباس زياد پافشارى كرده‌اند . عجب آنكه به احاديثى متمسك شده‌اند كه آن احاديث را اتباع بنى اميه و بنى عباس در زمان رواج بازار جعل حديث در مقابل فضائل اهل بيت « ع » ساخته‌اند .

--> ( 1 ) . گمان نشود ما معتقديم كه در كتب شيعه ، اخبار مجعول و احاديث موضوع وجود ندارد . وجود اخبار موضوعه در احاديث اماميه مورد اتفاق علما است . در بين اخبار وارد در مناقب ، احاديث مجعول زياد است . در چند مورد اخبار مجعول زياد به چشم مىخورد ، مثل احاديث واردهء در ذم و مدح بلدان ، و احاديث واردهء در خواص ميوه‌جات و سبزيجات . و استحباب خوردن ميوه‌جات « من اكل البطّيخ وجب له الجنّة اگر از اكل و شرب كسى اهل جنت شود بايد « حمار » اهل جنّت ذات باشد . بحار الانوار مملوّ است از احاديث بىاساس يكى از آن موارد كه حديث و اخبار مجعول زياد وجود دارد ، روايات وارده در مناقب است . بلكه اصل اوليه در آن اخبار عدم صحت است بواسطهء كثرت احاديث مجعوله ، لذا ما باحاديث متفق عليه بين فريقين « عامه و خاصه » استدلال نموديم . از طرق عامه ، روايات و احاديث مفيد قطع راجع به وجوب تمسك به عترت و افضليت حضرت امير بر ساير صحابه و وجوب رجوع امت به آن حضرت و اثبات امامت آن سرور عالم « عليه منى السلام » زياد نقل شده است . « وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ »